خرید بک لینک
من جامعه ای را دیدم که در آن به جای «نمو»،«نما» دیده می شود

و به جای «دعا»،«ادّعا».

اینجا به جای «مومن»،«مومن نما»جلوه گری می کند

و به جای «روشنفکر» ، «روشنفکرنما».

در اینجا «نما ،حراج» است و «ریا،رواج» دارد

و «رایت» به جای «درایت» نشسته است.

در اینجا «شرافت»،«آفت» است

و «شهامت»،موجبِ «ملامت»!

«آزادگی» را «سادگی» می نامند

و «بردگی» را عینِ «زندگی»!

«جلب منفعت» در «سلب مناعت» است

و «بیانِ صداقت»،«نشانِ حماقت»!

بیاییم در این «آقیانوس تباهی»،«فانوس آگاهی» باشیم.

«جان را بسوزیم» و «زبان را برافروزیم»،

تا شاید «ظلمی را بزداییم» و «ظلمتی را بپیراییم»!

و «چشمی ببیند» ،تا «خشمی بیافریند»!

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 6:11 توسط محمد عطاری |

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:17

صفحه بندی