خرید بک لینک
خدا یا کد خداآنچه باید درباره خدا یا کد خدا بدانید، در این مطلب گردآوری شده است.ولی همۀ «خیارات» و «اختیارات» را در وجودِ خود متمرکز کرده،و در برابرِ هر «کس» و هر«حسابرس»،خود را نه «پاسخگو»،که حتّی «اُلگو» می داند!در این شهر آنان که در ادارۀ امور «نقش» دارند،«نقشه» ندارندو آنان که «نقشه» دارند،در ادارۀ امور «نقشی» ندارند!او بسیار «بیداد می ورزد»،بنابراین از هر «فریاد می لرزد».«لَخت ترین اِعتراض به حُکّام» به «سخت ترین اِعراض از نظام» می انجامدو کوچک ترین «انتقاد» به عنوان بزرگ ترین «عناد» تلقّی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: جمعه 2 مرداد 1405 ساعت: 19:55

☘هر کس دنیا رااز زاویه دید خود قضاوت میکند.گاهی بهتر استجای خود را برای بهتر دیدن عوض کنید.هیچ وقت در زندگیتانبه خاطر احساس ترس عقب ننشینید.همهٔ ما بارهااین جمله را شنیدهایم که«بدترین اتفاقی کهممکن است بیافتد چیست؟مثلاً اینکه بمیرید؟» اما مرگ بدترین اتفاقی کهممکن است برایتان رخ دهد نیست!»بدترین اتفاق در زندگیاین است که اجازه دهیددر عین زنده بودن، از درون بمیرید....☘ + نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 4:23 توسط محمد عطاری  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 30 فروردين 1403 ساعت: 17:07

آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 4 بهمن 1402 ساعت: 21:26

من جامعه ای را دیدم که در آن به جای «نمو»،«نما» دیده می شود و به جای «دعا»،«ادّعا». اینجا به جای «مومن»،«مومن نما»جلوه گری می کند و به جای «روشنفکر» ، «روشنفکرنما». در اینجا «نما ،حراج» است و «ریا،رواج» دارد و «رایت» به جای «درایت» نشسته است. در اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:17

من مردمي را ديدم «سکون گریز» و «قانون ستیز»، كه تنها آن گاه «عُیون» و «قانون» را با «اعتقاد» به «یاد» می آورند، که با هم «درمی آویزند» و «می ستیزند»! در نگاه آنان ،قانون «خیزی برای کمین» است،نه «دستاویزی برای تمکین»! قانون تا آن جا «شنُفته» و «پذیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:17

در یک «جامعه سالم» با مدیریت یک نظامِ «مردم سالارانه مداوم»، برای رسیدن به «موجِ موفّقیّت» و «اوجِ مقبولیّت»، نه «سانسور» وجود دارد و نه «آسانسور»؛ بلکه هر «فرد» با هر گونه «شگَرد»، می تواند خود به طورِ «آزاد» و در «حدِّ استعداد»، «پلّکانِ رشد» و «ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:17

خدایا! به ما توفیق بده: «تلاش در شکست» و «صبر در بن بست»، «جهاد بی ساز و برگ» و «اجتهاد تا لحظه مرگ»، «پویشِ راه،بی همراه» و «بخششِ گناه،بی گُواه»؛ «کارِ بی پاداش» و «ابتکارِ بی شاباش»؛ «فداکاری در سکوت» و «پایداری در برابر طاغوت»؛ «دینِ بی دنیا» و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:17

همه «آدمیان» در این «جهان» «دمی می آیند» و «بازدمی می آسایند» و آنگاه که «بانگِ رحیل» و «آهنگِ گُسیل» برخاست، «سر از سیره سراب» برمی دارند و «پای بر تیره تراب» می گذارند. همه به «وفای خویش می بالند» و از «جفای بیش می نالند». هر انسان خود مسئول «ساخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:17

نادانی نه «ندانستن» است و نه «نتوانستن»، بلکه مقاومت در برابر «نورِ پگاهی» و «شعور و آگاهی» است. «گوهرِ دانایی» و «جوهرِ توانایی» در هیچ کس مطلق نیست. هر کس به «بازۀ ظرافت» و «اندازۀ ظرفیّت» ، می تواند از این «ساد،سود» جوید و از این «فرناد،فرنود»! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:17

انسان های «روزگار» بر دو «مدار» «راه می پویند» و «همراه می جویند». گروهی «عقلانی می اندیشند» ،بنابراین کمتر «نفسانی می پریشند»؛ ولی گروه دیگر «اجیرِ فَرناس» اند و «اسیرِ احساس». آنان هر «پراتیکِ حیات» را با «تحریکِ احساسات» پاسخ می دهند، ولی اینان هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:17

سال ۱۳۹۷ تمام شد ... دارم فکر می کنم ؛ به روزهایی که رفت ... به لحظاتی که خندیدیم ... لحظاتی که اشک ریختیم ... و تمامِ ثانیه هایی که کنارِ عزیزانمان گذشت ... با سرعت ، مرور می کنم ؛ اتفاقاتِ خوب و بدی را که برایمان افتاد ... آدم هایِ جدیدی را که واادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:17

من «شهریاری» را دیدم که در «شهر،یاری»ندارد. ولی همۀ «خیارات» و «اختیارات» را در وجودِ خود متمرکز کرده، و در برابرِ هر «کس» و هر«حسابرس»، خود را نه «پاسخگو»،که حتّی «اُلگو» می داند! در این شهر آنان که در ادارۀ امور «نقش» دارند،«نقشه» ندارند و آنان کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:17

من انسانی را دیدم که از «پگاه برگ» به «شامگاه مرگ» رسید؛

ولی هیچ «رنجی ژرف تر» و «شکنجی شگرف تر» از این

«جانش را نَخَست» و «دلش را نشکست» ،

که دوستانش او را «جاهلانه نشناختند» و «ناشیانه باختند»،

ولی دشمنانش او را «خصمانه شناختند» و بر او «بی رحمانه تاختند»!

خدایا! چه سخت است این «دردِ سنگین» حتّی برای یک «مرد پولادین»!

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۹ ساعت 21:1 توسط محمد عطاری |

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:17

ذهن متحجّران ،«زنداني بي پنجره» است و «دروني بي حنجره» . نه هستي را آن گونه كه هست، «مي توانند بنگرند» و نه تفسير آفرينش را «مي يارند كه بنگارند». در درگاه الهی راه «درکِ تقرُّب»،«ترکِ تعصُّب» است. راه خدایی شدن نه تنها «طاعت»،که «شجاعت» هم هست. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 0:16

یک ذره انصاف می شود انقدر تلخ نباشی؟مگر چه می خواهد از تو؟روزی یک وعده صبح بخیر گفتن چقدر از وقتت را می گیرد؟یک شاخه گل هدیه خریدن چقدر از سرمایه ات کم مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 0:16

صفحه بندی